داستان از زبان چه کسی روایت می شود؟(زاویه دید در داستان)

زاویه دید

داستان یا ماجرایی که ما برای دیگران تعریف و یا روایت می‌کنیم، گاهی ماجرایی است که برای خود ما اتفاق افتاده است و گاهی داستانی است که برای شخص دیگری اتفاق افتاده، و ما آن را برای فرد دیگری روایت می‌کنیم.

به طور مثال، فرض کنید هنگامی که در خیابان قدم می‌زنید متوجه رفتار نامناسب یک راننده با یکی از کودکان کار می‌شوید، شما وقتی می‌خواهید این ماجرا را برای شخص دیگری به عنوان راوی، روایت کنید، می‌گویید:

"از سنگینی افکاری که در سر داشتم، سرم پایین بود و به این فکر می‌کردم که چگونه باید به همسرم بگویم که اخراج شدم، ناگهان صدای وحشتناک ترمز ماشین مرا شوکه کرد. سرم را بالا آوردم، در خیابان مردی سوار بر ماشینی گران قیمت کنار یکی از کودکان کار ترمز کرده بود، صدایش را نمی‌شنیدم ولی دست‌هایش مدام بالا و پایین می‌رفت و مشخص بود که بر سر کودک فریاد می‌زند. برایم مهم نبود، از این موارد گاهی پیش می‌آمد، و من اولین بارم نبود که با آن مواجه می‌شدم. دوباره راه خودم را در پیش گرفتم ولی به یاد نمی‌آوردم ه به چه فکر می‌کردم، یک ربع زمان برد که یادم آمد و ای کاش آن را به یاد نمی‌آوردم."

راوی داستان

حال فرض کنید این ماجرا برای شخص دیگری اتفاق افتاده باشد و شما بخواهید آن را برای دوستتان روایت کنید:

"سرش پایین بود و در افکار خود غرق بود، مشخص بود که دارد به موضوع ناراحت کننده‌ای فکر می‌کند. ناگهان با صدای وحشتناک ترمز ماشینی سرش را بالا آورد. به سمت مردی که با ماشین مدل بالای خود کنار یکی از کودکان کار ایستاده بود و مدام دستش را بالا و پایین می‌کرد، نگاه کرد. صدای آن مرد از این فاصله شنیده نمی‌شد. سرش را به نشان تاسف تکان داد و راه خود را در پیش گرفت. این بار سرش پایین نبود. اخم‌هایش در هم بود و با حالت سوالی چشمانش هر ثانیه در جایی قفل می‌شد."

همانطور که خواندید در مثال اولی شخص می‌داند که هنگامی که سرش پایین بود، به چه فکر می‌کرده و یا چرا در آخر داستان او دیگر سرش پایین نبود. اما در مثال دوم راوی فقط روایت می‌کند که او سرش پایین بود و در فکر بود، ولی نمیداند به چه فکر می‌کرده است. حال ممکن است شما بخواهید داستان را برای آن مردی که در داستان است تعریف کنید:

"همانطور که در خیابان قدم می‌زدی، سرت پایین بود و در فکر بودی. با صدای وحشتناک ترمز ماشینی، سرت را بالا آوردی...."

انواع زاویه دید در روایت

زاویه دید در رمان

همانطور که در مثال‌های بالا مشاهده کردید و همچنین در داستان‌های مختلف دیده‌اید، داستان‌ها از زاویه دیدهای مختلف روایت می‌شوند.

  • اگر داستان از زبان من روایت شود به آن زاویه دید اول شخص و یا من راوی می‌گویند. که می‌تواند اول شخص مفرد و یا جمع باشد. در حالت مفرد در داستان می‌گوییم، "من فلان کار را کردم"، و در حالت جمع می‌گوییم، "ما فلان کار را انجام دادیدم".
  • اگر داستان از زبان او تعریف شود (مانندمثال دوم)، به آن زاویه دید سوم شخص می‌گویند. که خود به دو دسته دانای کل محدود و دانای کل نامحدود تقسیم می‌شود.
  • اگر ماجرا از زبان تو روایت شود، به آن زاویه دید دوم شخص می‌گویند، مثل مثال سوم.

مناسب ترین زاویه دیدهایی که در روایت داستان‌ها و رمان‌ها استفاده می‌شود، اول شخص و سوم شخص است. در زاویه دید اول شخص، نویسنده یکی از شخصیت‌های داستان است، که می‌تواند شخصیت اصلی یا یکی از شخصیت‌های فرعی باشد. او داستان را از زبان خودش نقل می‌کند، پس می‌تواند بگوید که در درون من چه گذشته بود، من چطور فکر میکردم و.... اما این موارد را نمی‌تواند درباره شخصیت‌های دیگر بگوید. در واقع او از افکار و درون شخصیت‌های دیگر اطلاعی ندارد. در این گونه داستان‌ها، خواننده می‌تواند خودش را جای راوی داستان بگذارد و با داستان ارتباط روحی و عاطفی برقرار کند.

در زاویه دید سوم شخص دو حالت داریم. اولین حالت دانای کل محدود است. در این نوع، نویسنده از زبان یک سوم شخص داستان را روایت می‌کند. می‌تواند درباره رفتار و عملکرد هر شخصیت صحبت کند ولی از درون آنها اطلاعی ندارد.

درنوع دوم، که به آن دانای کل نامحدود می‌گویند. داستان از زبان سوم شخص بیان می‌شود. با این تفاوت که او از همه چیز آگاه است. برای رفتار شخصیت‌ها دلیل می‌آورد، می‌داند آنها به چه فکر می‌کنند و چه شخصیتی دارند.

تمرین برای روایت داستان:

روایت داستان

یک داستان کوتاه را از دید تمام زاویه دیدها بنویسید. با این کار متوجه می‌شوید که کدام زاویه دید برای داستان شما مناسب‌تر است.

  • اگر می‌خواهید که خواننده فقط افکار یکی از شخصیت‌ها را بداند و بقیه شخصیت‌ها فقط اعمالشان که در دید راوی است توصیف شود، از اول شخص استفاده کنید. در این حالت نمی‌توانید از کارهایی که بقیه شخصیت‌ها در غیاب راوی انجام می‌دهند، بنویسید.
  • اگر می‌خواهید که خواننده از تمام کارهایی که شخصیت‌ها انجام می‌دهند آگاه باشد، از سوم شخص دانای کل محدود استفاده کنید.
  • و اگر می‌خواهید علاوه بر اعمال همه شخصیتها، خواننده با فکر و درون آنها نیز آشنا شود از دانای کل نامحدود استفاده کنید.
Rating: 4.0/5. From 5 votes.
Please wait...