چگونه در داستان شخصیت پردازی کنیم؟

شخصیت پردازی در داستاناگر به اطراف خود نگاه کنید، متوجه می‌شوید که ویژگی‌های شخصیتی، اخلاقی و شرایط زندگی افراد با یکدیگر تفاوت دارد. شرایط زندگی، تحصیلات، سن، جنس، خانواده، شغل و ...افراد باعث می‌شود که نوع پوشش، سلیقه، نگرش آنها به مسائل و طرز فکرشان با یکدیگر تفاوت داشته باشید.

مثلا دو نفر که شغل‌های متفاوتی دارند را در نظر بگیرید، خواهید دید که چقدر با هم تفاوت دارند. معلم با راننده، زن خانه دار با زن شاغل، مهندس با پزشک، دامدار با مزرعه‌دار و....، و البته طبیعی است که هر کدام از این افراد با هم تفاوت‌‌هایی در پوشش، طرز تفکر و ... داشته باشند. شما اگر بخواهید هر کدام از این افراد را در ذهن مجسم کنید، از نظر نوع پوشش، طرز صحبت و حتی شاید چاق و لاغر بودن، متفاوت خواهند بود.

شخصیت ها در داستان

در داستان شما باید به این مسئله توجه داشته باشید که همان طور که در اطراف ما آدم‌ها متفاوت هستند، در داستان هم هر شخصیتی که به آن می‌پردازید (شخصیت پردازی) باید با شغل، شرایط زندگی و ... خود در داستان، متناسب باشد.

اگر شخصیت داستان شما یک پزشک است باید نوع پوشش، رفتار و طرز صحبت کردن شخصیت داستان شما هم مانند یک پزشک در دنیای واقعی باشد. اگر شخصی شما یک مزرعه دار است، باید در شخصیت پردازی، شخصیت یک مزرعه دار را داشته باشد. اگر یک زن شاغل است، باید شبیه زن شاغل باشد.

چگونه شخصیت‌ها را به خواننده معرفی کنیم؟

در داستان‌ها و رمان‌ها، نویسنده‌ها به دو صورت شخصیت‌ها را به خواننده معرفی می‌کنند:

  • مستقیم: در این روش به طور مستقیم و صراحتا نویسنده بیان می‌کند که مثلا او یک پزشک بود، که این نوع شخصیت پردازی به طور مستقیم است.
  • غیر مستقیم: در این روش صراحتا شخصیت معرفی نمی‌شود، اما با رفتاری که شخصیت نشان می‌دهد و توصیفاتی که از او می‌شود، به خواننده می‌فهماند که این شخصیت چه خصوصیات و یا چه شغلی دارد. این روش شخصیت پردازی غیرمستقیم است.

شخصیت

در داستان بهتر است از روش غیر مستقیم برای معرفی شخصیت‌ها استفاده کنیم. چون استفاده از روش مستقیم حالت گزارشی به داستان می‌دهد. مثلا بگوییم: " او در حالی که کت خود را مرتب می‌کرد، به این فکر می‌کرد که باید شیوه دیگری را برای آموزش جمع و تفریق به این دانش آموز به کار ببرد، و حتی باید از خوانواده او بخواهد که ساعاتی را برای تدریس خصوصی برای او مشخص کنند."

در مثال بالا به طور مستقیم گفته نشد که او معلم است ولی هر کسی با خواندن این بخش متوجه می‌شود که این شخص یک معلم است، و حتی معلم دبستان است.

علاوه بر شغل حتی غمگین یا خوشحال بودن، فقیر یا ثروتمند بودن و بقیه خصوصیات یک فرد را نیز می‌توان به طور غیر مستقیم معرفی کرد. در داستان نویسنده، نمی‎نویسد او فردی غمگین است، بلکه با بیان حالات روحی و رفتار آن شخص، خواننده به این موضوع پی می‌برد.

انوع شخصیت‌ها در داستان

  • شخصیت اصلی: شخصیتی که نقش اصلی را در داستان دارد و داستان حول او می‌چرخد، شخصیت اصلی است. شخصیت اصلی بیشترین نقش را در داستان ایفا می‌کند و حضور شخصیت‌های دیگر و اتفاقاتی که در داستان می‌افتد برای این شخصیت است.
  • شخصیت‌های فرعی: شخصیت‌هایی که حضور کمرنگ‌تری نسبت به شخصیت اصلی دارند را شخصیت‌های فرعی می‌گویند.
  • سیاه لشکر: شخصیت‌هایی در داستان هستند که نقشی در داستان ندارند و حضور بسیار کمی هم دارند و برای نشان دادن فضای داستان و یا برجسته کردن شخصیت‌های اصلی و فرعی از آنها استفاده می‌شود.

در نتیجه:

شخصیت پردازی یکی از اصول مهم در داستان نویسی است. شخصیت‌ها نباید به صورت مستقیم معرفی شوند. بلکه باید با رفتار، گفتار، نوع پوشش و ... یک شخصیت را معرفی کنیم. برای مثال اگر یک شخصیت، عقاید سنتی دارد، باید از نوع پوشش، گفتار و رفتار آن شخصیت، خواننده به این موضوع پی ببرد، نه اینکه نویسنده اعلام کند که او عقایدی سنتی دارد. یکی از شگردهای یک نویسنده خوب این است که بتواند تناسب خوبی بین شخصیت، گفتار و رفتار و بقیه خصوصیات او ایجاد کند.

تمرین برای شخصیت پردازی:

انواع شخصیت در داستان

افرادی با شغل‌ها و نگرش‌های خاص را در اطراف خود در نظر بگیرید و سعی کنید آنها را به خوبی بشناسید. سپس روی کاغذ خصوصیات اخلاقی، نوع پوشش، رفتار و بقیه خصوصیات آنها را همانطور که هست بنویسید. این متن را برای فرد دیگری با صدای بلند بخوانید و از او بخواهید که حدس بزند این فرد چه شغلی یا نگرشی دارد.

Rating: 4.3/5. From 6 votes.
Please wait...